معیار خوبی و ضد آن

مارس 18th, 2010

تا حالا آدم بد دیدید؟ آدم خوب چطور؟ آدم خنثی هم دیدید؟!
به نظر من آدم ها تنها وقتی که متولد می شوند خنثی هستند و با توجه به عوامل محیطی و درونی شان به سمت خوبی و بدی کشیده می شوند. گاهی آن قدر به سمت خوبی ها حرکت می کنند که خود نماد خوبی می شوند و ما به آنها می گوییم آدم خوب و گاها آن قدر در بدی ها غرق می شوند که به آنها بد می گوییم.
این خوبی و بدی که از آن صحبت می کنیم و آن را معیار قرار می دهیم در افراد متفاوت است و شاید گاها {عمل} خوبی که من آن را خوب می پندارم در نظر دیگری {عمل} بد باشد و آن را زشت بپندارد. این به باورهای ما بستگی دارد. پس چه چیز را باور کنیم؟ چگونه به آرامش توام با ایمان قلبی {حالتی که قلبمان به مخ مان ایراد نگیرد} برسیم؟
کافی است تنها الله را باور کنیم و کتاب هدایتش که به زبانی ساده است را معیار خوبی ها قرار دهیم. وجدانمان هم به کمک ما خواهد آمد تا خوب و بد را آنگونه که سزاوارش هستیم بشناسیم.
- – - – - – -
تازگی ها آهنگ های پیشواز ایرانسل مفتی شده اند، من هم از فرصت استفاده کردم و برای همه سیم کارت هام فعال کردم؛ شما هم فعال کنید : 221791
( الان متوجه شدم که دیگه از حالت مفتی در اومده، پونصد تومان ناقابل کسر می کنه؛ بعد نگید نگفتم)

تلفن عمومی یا باجه مزاحمت

مارس 13th, 2010

چرا هنوز بعضی ها عادت نکردند مثل بچه آدم از بیت المال استفاده کنند!
بعضی ها هم که یاد گرفتند نگذارند دیگران از بیت المال استفاده کنند!
برای اولین بار از باجه تلفن سر کوچه به یکی از دوستانم زنگ زدم. در حین مکالمه چند نفری که از اونجا رد می شدند طوری به من نگاه می کردند که انقار {یه کلاغی هم هی مزاحم می شد } دارم از دیوار کسی بالا می رم، کم مونده بود به خودم شک کنم. آخر سر هم نفهمیدم چرا زنگ زده بودم {سوال}
هنوز این هیچی، تو راه خونه یکی از پسرای محله اومده میگه “یه شماره هم به من بده!” بعد کلی تفکر خیلی بسیار فهمیدم این فقط خودم نیستم که کم دارم {عوضی}
وقتی از این جور اتفاقات برام می افته به فکر مهاجرت می افتم. یه شهر بزرگتر، یه جایی که پشت سرت حرف در نیارند جایی که آرامش روحی داشته باشم.

راستی قدیمیا بد هم نگفته اند: کافر همه را به چشم خود بیند.

- – - – - – -
رو حافظه فلش یکی {آشنا} چند صد تایی از آهنگ هایی رو که دوستم {میکسر} داده بود زده بودم. طرف چند روز پیش بهم گفت حسین اینا چیه زدی رو فلش، من هم کلاس گذاشتم و گفتم پاپ هستند دیگه همش هم مال امساله. طرف گفت بیا این فلش رو چند تا از آهنگ های حمیرا ، ایبرو ، ایمراه و از این جور چیزا روش بزن. من هم که وقت نداشتم(!) بهش گفتم بمونه واسه یه روز دیگه {آیری گون}
امروز سوار ماشینش بودم و فلشی رو که من براش پر کرده بودم رو گوش می کرد واقعا عجب آهنگی خونده این چاوشی. همین که شیار بعدی {آهنگ بعدی} اومد یواشکی آب شدم. یک رپ داشگا بود که نفهمیدم کدوم جیزیخی خونده بودش {شرمنده}

نتیجه گیری اخلاقی اینه که وقتی به یکی یه مجموعه آهنگ باحال می دیم اول همشون رو گوش کنیم ببینیم توش آهنگ چیزداری نباشه که بعدا…

- – - – - – -
این نوشابه های نیروزا خارجکی هم بد چیزی نیستند ها. دیروز با یکیش دو ساعت تو تربیت بدنی یک دویدم و تا دیشب بالا پایین پریدم. می گن  ضرر داره {منکر نمی شم} مانع رشدش {صنعت اش} تو کشور می شن و بعد از هلند میارن و میفروشن.

مزرع سبز فلک دیدم و انتگرال بلد نیستم

مارس 10th, 2010

آن قدر دور و بر کامپیوتر شلوغه که به زحمت تونستم موشی رو پیدا کنم. صفحه کلید رو هم گرد و غبار گرفته و حالا که به دست هام نگاه می کنم می بینم سفید شده اند. صد بار به مادرم گفتم لازم نیست وسایل من رو شما جمع و جور کنید، اما باز هم باید برای پیدا کردن آفیس باید کمد و همه کشوها رو بریزم بیرون!
امروز هم روز غریبی بود، از همان روز هایی که من یکجورکی می شم.
صبح که از خواب بیدارم کردند خواستم برم حمام اما حوصله اش رو نداشتم. دیشب هم که داشتم مبحث انتگرال رو مطالعه می کردم که یه ربع مطالعه نکرده بودم که خوابم گرفت. از انتگرال ساده هیچی بلد نیستم. مشتق هم کمی مشکل دارم. ریاضی یک رو هم که هفت گرفتم و افتادم، الانم که ریاضی یک و دو رو با هم برداشتم. گرمکن ورزشی ام (بهترین لباسم) هم که کمی گچی شده. خواستم نرم دانشگاه اما نمی دونم چی شد که کیف ام رو برداشتم و از خونه با کمی تاخیر بیرون آمدم.
- – - – - – -
تو راه از یه باربر که به یکی (که اونطرف خیابون بود) حرف های بد بد می زد سبقت گرفتم!
- – - – - – -
ساعت ریاضی استاد شروع کرد به توضیح و حل تمرین انتگرال های دوگانه و کاربردهاش. همین جوری نگاهش کردم. خیلی معلم دوست داشتنی هست، طوری درس می ده که آدم (دانشجو) می فهمه می خواد ما یک چیزی یاد بگیریم و به من طوری نگاه می کرد که داشتم از خجالت این که چیزی بلد نبودم آب می شدم و می رفتم زمین. لطفا اگه کسی این مطلب رو خوند و می تونه در این مورد به من کمک کنه لطفا کمک کنه خواهشا.
- – - – - – -
بعد از ظهر گسسته داریم و من تا حالا که سه چهار جلسه از تشکیل کلاس هاش گذشته نتونستم سر کلاس هاش حاظر بشم. دوستان دعوت کردند بریم رستوران شب های شانجان و ناهار بخوریم، من هم از ترس اینکه قلیونی چیزی بکشند باهاشون نرفتم! ساندویچ با دوغ (طعم فلوراد!) میل کردم و رفتم اتاق مطالعه و شروع به چٌرتینگ کردم.
- – - – - – -
وقتی رفتم کلاس گسسته استاد داشت درس می داد اجازه گرفتم و نشستم سر جام (!) استاد که خیلی استاد باحالیه یکی دو بار به من ضد حال زد که خواستم بی خیال گسسته بشم و پاشم برم خونه و حذفش کنم که شعر زیر صفحه ای از سررسید که جلوم روی میز بود منو آروم کرد : ” مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو … یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو”
خوب شد گاتی نکردم بعدا متوجه شدم این استاد گرانقدر استاد درس برنامه سازی هم می باشند، که هنوز تو کلاس این درس هم شرکت نکرده ام.
استاد گسسسسسسته رو خیلی خوب درس داد طوری که یادم رفت کی کلاس تموم شد.
- – - – - – -
دو تا کیک روکش دار و یک دونه آب میوه از مغازه خریدم که تو راه بخورم. یکی از کیک ها رو که خوردم نمی دونم چی شد که حالم باز گرفت▼ و اونیکی کیک و آبمیوه رو بردم واسه مامان.
- – - – - – -
عصر هم به پیشواز چهارشنبه سوری رفتیم و از هر نوع مواد منفجره که داشتیم برای چهارشنبه سوری (هفته آینده) آزمایش کردیم که یک وقتی برنامه اصلی مون خراب نشه.
- – - – - – -
الان هم از خونه تکانی شبانه خسته هستم و این خاطرات رو به زحمت تایپیدم، باشد که مورد عبرت خودم باشد.
- – - – - – -
واسه ارسال این مطلب نیم ساعت دنبال کابل گوشیم گشتم که از توی پرینتر یافت شد.

به خاک دست نزن و درخت بکار

مارس 7th, 2010

امسال برخلاف سال های قبل (تو روز درختکاری) درختی نکاشتم، یعنی چی که نمی ذارن برای کوره های آجرپزی دهکده مون خاکبرداری کنیم؟! اگه خیلی مرد هستید نذارید این همه جنگل از بین بره. جدیدا هر جایی خاک برداری می شه بعد چند روز اونجا به فهرست میراث فرهنگی اضافه می شه. اگه خواکبرداری (فکر کنم خاکبرداری داریم تا خواکبرداری) این قدر خوبه چرا جریمه های چند صد میلیونی برای خاکبرداران می نویسند، اونا که دارن میراث فرهنگی ما رو زیاد می کنند!

فردا می خوام برم باغ آقاجون دو سه تا نهال آلبالوی دیگه بیارم تو خونه بکارم. یادم باشه از درخت بیدمشک هم چند شاخه بچینم ببرم باغ بکارم.

غلط می کنید سیگار می کشید

مارس 7th, 2010

موندم این چه جمله ایه: “لطفا سیگار نکشید” کسی که توی جمع می یاد و سیگار می کشه و باعث آزار و اذیت بقیه می شه مگه می فهمه”لطفا” یعنی چی؟

اگه اعصاب نداری، اگه احساس پوچی می کنی و اگه … می تونی بری یه اتاق دو سه متری پیدا کنی و چراغاش رو هم خواموش کنی و درها رو ببندی و دراز بکشی و روشنش کنی.(می تونی یک دونه هم گلدون آلوئه ورا با خودت ببری)

♪ هدف از این مطالب توهین به کسی نبود، فقط خواستم بگم من خیلی پاکم!

کسی می دونه  اگه یک بسته سیگار  اسی از نوع سبز (ربطی به این امواج مزخرف نداره) دو سال توی یک کمد بین یه عالمه کتاب بمونه می شه ازش استفاده کرد؟!

چگونه با فلش ویروسی نشویم

مارس 5th, 2010

دیگر کمتر می بینیم که یک ویروس از اینترنت یا لوح فشرده وارد رایانه های شخصی شود (منبع غیر موسخ {مرغ} ) الان هر کاربر مبتدی یا پیشرفته ای یک کارت حافظه فلش دارد که گاها حجمش به 64 گیگ نیز می رسد (مال پسر عموم 64 هست). در این اوضاع قاریشمیش که ویروس های رایانه ای در حال تولد و انتشار هستند، کارت های حافظه دستی سهم عمده ای در انتقال این ویروس ها دارند. با این روشی که الان می گم هیچ نیازی به نصب ویروس کش های نسخه آزمایشی یا کرک شده که آپدیت نمی شوند؛ ندارید.

قبل از همه چیز شما باید نرم افزار Winrar را در رایانه خود نصب کرده باشید.

حالا پس از وارد کردن کارت فلش کافی است قبل از هر کاری (اعم از اجرای اتوران فلش یا باز کردن آن) با نرم افزار فشرده ساز که قبلا معرفی کردم به مسیر حافظه مربوطه رفته و فایل هایی را که تشخیص می دهید ویروس باشند را حذف کنید.

ویروس کشی به قدرت winrar

در صورتی که فایلی حذف نشد، مطمئن شوید که از قبل این ویروس در رایانه تان وجود داشت {من نبودم}

- – - – - – - -

{نگران} باز هم سر قول ام نبودم، باز هم اشتباه کردم، باز هم جوونی کردم، باز هم …  منو ببخش {زاری}