میلاد پیامبر دوستی و شکلات
مارس 4th, 2010خجسته میلاد محمد مصطفی خاتم انبیا که درود خدا بر او و اهل بیتش باد و همچنین میلاد با سعادت امام صادق علیه السلام بر همه دوستداران راهشان مبارک باد.
- – - – - -
دیروز کارت دعوت فرستاده بودند که امروز برویم و شام را در حسینیه میل کنیم. من هم با چندی از دوستان همراه شدیم و رفتیم حسینیه. وارد که شدیم دیدم همه حاضرین جوان می باشند و جای بزرگان در این میان خالی است و مستقیم رفتیم و آن بالاها جایشان را پر کردیم!
البته بعدا چندی از ریش سفیدان آمدند و جایشان را پس گرفتند.
خلاصه شام خوردیم و چای خوردیم و دعای توسلی و شکلاتی هم خوردیم (از آن سفت ها که انگار از قرن بیستم مانده اند)
بعد هم چند بیت شعری به مناسبت این شب میلاد شنیدیم. (همونایی خوندن که تو محرم نوحه و مرثیه می گفتند و همانگونه هم گفتند. کف هم نزدیم وشادی هم نکردیم و اومدیم خونه.)
به خونه که رسیدم، داماد گرام رو رویت کردم که با خواهر گرامی پشت کامپیوتر بنده در حال اجرای بازی های فلش بودند. به هر کدوم یه شکلات از اونایی که تو حسینیه داده بودند دادم و این میلاد بزرگ مردان تاریخ اسلام رو تبریک گفتم. (تو حسینیه چند بار شکلا تعارف کردند که دفعه اول یک دونه برداشتم و دفعه بعدی دو دانه و دفعه آخر نیز سه تا)
داماد گرام همین که شکلات رو در دهان مبارکشان گذاشتند یکی از دندان های زیبایشان که جدیدا بدست یکی از دندان پزشکان ماهر برایشان تعبیه شده بود، از جایش درآمد و من که اوضاع را گاریشمیش تشخیص دادم یواشکی از خونه بیرون اومدم و رفتم مغازه و شکلات شیرین عسل 50 تومانی به تعداد 15 عدد و قیمت 750 تومان خریدم (پیدا کنید شکلات فروش را) و به خانه ننه جون رهسپار شدم.
- – - – - -
امروز دو DVD پر از آهنگ های جدید سال 88 از “میکسر” گرفتم، فکر نکنم تا آخر 89 هم بتونم وقت کنم و همشون رو گوش کنم.
رفتنی به حسینیه با “علیرضا” داشتیم در مورد F# صحبت می کردیم که هی میکسر وسط حرفمون می پرید. بهش گفتم “وقتی دو تا برنامه نویس حرفه ای دارند با هم حرف می زنند یه میکسر مبتدی آداماز سوزلرینین آراسینا.” فکر کنم ناراحت شده باشه. یادم باشه از دلش در بیارم.
- – - – - -
امروز یکی از دوستان تو دانشگاه برای اداره اماکن نامه اشتغال به تحصیل گرفت، می خواد کافی نت بزنه تو تبریز. یعنی من هم می تونم پروانه کسب و کار بگیرم






