سهیم شدن در شادی ها

۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

چه کیفی می‌ده وقتی تو شادی دیگران سهیم می شیم، مخصوصا وقتی به خاطرش شام هم میدن :D

خدایا شادی دوستان زیاد کن!

پشت سر کسی حرف نزنیم

۵ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

هنوز نمی خواهند فرق تهمت و غیبت را بدانند!

هنوز به جای دعای رفع عیب، عیب جویی می کنند!

هنوز شاید نمی دانند هر عملی را واقعا عکس العملی است در این نزدیکی!

خدایا کمک کن فقط خوبی ها یادم بمونه!

پیش شازده کوچولو بشینیم

۲۴ تیر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

مامان: عزیزم مثل بچه های مودب بیا بشین پیش من و بابایی و خاله و دایی و  مادرجون.
شازده: مامان مگه من هزار نفرم؟!

دونیانین قاپی و پنجره لری

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

دونیانین ایکی قاپی‌سی اولسا؛ بیری دونیایا داخل اولماق اوچون و بیری‌ده اوننان چیخماق اوچون. یاددان چیخادمیاخ که مین‌لر پنجره سی وار یاخشیلیق ایشیقین بیربیریمیزدن آلماق اوچون.

یاخشیلیق الیاخ و یاخشیلیق‌لاری انوتمیاق

از مزایای جمع آوری ماهواره!

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

اصولا بودن و نبودنش مزایا و معایب بسیاری داره که تو این چند خط جا نمی شه همه رو بنویسم!

توی شهرهای کوچک مثل شهرما موقعی که ماهواره ها رو جمع آوری می کنند مثل لحظات بعد سال تحویل همه کسانی که ماهواره دارند از دوست گرفته تا دشمن به همدیگه زنگ می زنند و پیامک می فرستند و رسیدن این لحظه تاریخی رو به هم دیگه خبر می دهند!

منظور از ماهواره دیش و ریسیرور شبکه های ماهواره ای هست.

باز هم شروع می کنم که بنویسم

۱۶ اسفند ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه

به نام خدا
باز هم شروع می کنم که بنویسم، ولی این بار دیگه سعی می کنم پاک نکنم یا حداقل چیزی بنویسم که نیازی نباشه که پاک کنم!
این بار می خوام از علایق ام و چیزهایی (و کسانی) که دوستشون دارم بنویسم. شاید هم مجبور شدم درباره موضوعاتی بنویسم که دوستِشون ندارم!

■ زیلان اسمی اصالتا ترکی/کردی هست که معنیش تقریبا می شه تولد دوباره پسرک بازیگوش!
■ تو این پست زیادی نوشتم. شاید حذفش کنم به زودی …

Tags: