مزرع سبز فلک دیدم و انتگرال بلد نیستم
چهار شنبه, مارس 10th, 2010آن قدر دور و بر کامپیوتر شلوغه که به زحمت تونستم موشی رو پیدا کنم. صفحه کلید رو هم گرد و غبار گرفته و حالا که به دست هام نگاه می کنم می بینم سفید شده اند. صد بار به مادرم گفتم لازم نیست وسایل من رو شما جمع و جور کنید، اما باز هم باید برای پیدا کردن آفیس باید کمد و همه کشوها رو بریزم بیرون!
امروز هم روز غریبی بود، از همان روز هایی که من یکجورکی می شم.
صبح که از خواب بیدارم کردند خواستم برم حمام اما حوصله اش رو نداشتم. دیشب هم که داشتم مبحث انتگرال رو مطالعه می کردم که یه ربع مطالعه نکرده بودم که خوابم گرفت. از انتگرال ساده هیچی بلد نیستم. مشتق هم کمی مشکل دارم. ریاضی یک رو هم که هفت گرفتم و افتادم، الانم که ریاضی یک و دو رو با هم برداشتم. گرمکن ورزشی ام (بهترین لباسم) هم که کمی گچی شده. خواستم نرم دانشگاه اما نمی دونم چی شد که کیف ام رو برداشتم و از خونه با کمی تاخیر بیرون آمدم.
- – - – - – -
تو راه از یه باربر که به یکی (که اونطرف خیابون بود) حرف های بد بد می زد سبقت گرفتم!
- – - – - – -
ساعت ریاضی استاد شروع کرد به توضیح و حل تمرین انتگرال های دوگانه و کاربردهاش. همین جوری نگاهش کردم. خیلی معلم دوست داشتنی هست، طوری درس می ده که آدم (دانشجو) می فهمه می خواد ما یک چیزی یاد بگیریم و به من طوری نگاه می کرد که داشتم از خجالت این که چیزی بلد نبودم آب می شدم و می رفتم زمین. لطفا اگه کسی این مطلب رو خوند و می تونه در این مورد به من کمک کنه لطفا کمک کنه خواهشا.
- – - – - – -
بعد از ظهر گسسته داریم و من تا حالا که سه چهار جلسه از تشکیل کلاس هاش گذشته نتونستم سر کلاس هاش حاظر بشم. دوستان دعوت کردند بریم رستوران شب های شانجان و ناهار بخوریم، من هم از ترس اینکه قلیونی چیزی بکشند باهاشون نرفتم! ساندویچ با دوغ (طعم فلوراد!) میل کردم و رفتم اتاق مطالعه و شروع به چٌرتینگ کردم.
- – - – - – -
وقتی رفتم کلاس گسسته استاد داشت درس می داد اجازه گرفتم و نشستم سر جام (!) استاد که خیلی استاد باحالیه یکی دو بار به من ضد حال زد که خواستم بی خیال گسسته بشم و پاشم برم خونه و حذفش کنم که شعر زیر صفحه ای از سررسید که جلوم روی میز بود منو آروم کرد : ” مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو … یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو”
خوب شد گاتی نکردم بعدا متوجه شدم این استاد گرانقدر استاد درس برنامه سازی هم می باشند، که هنوز تو کلاس این درس هم شرکت نکرده ام.
استاد گسسسسسسته رو خیلی خوب درس داد طوری که یادم رفت کی کلاس تموم شد.
- – - – - – -
دو تا کیک روکش دار و یک دونه آب میوه از مغازه خریدم که تو راه بخورم. یکی از کیک ها رو که خوردم نمی دونم چی شد که حالم باز گرفت▼ و اونیکی کیک و آبمیوه رو بردم واسه مامان.
- – - – - – -
عصر هم به پیشواز چهارشنبه سوری رفتیم و از هر نوع مواد منفجره که داشتیم برای چهارشنبه سوری (هفته آینده) آزمایش کردیم که یک وقتی برنامه اصلی مون خراب نشه.
- – - – - – -
الان هم از خونه تکانی شبانه خسته هستم و این خاطرات رو به زحمت تایپیدم، باشد که مورد عبرت خودم باشد.
- – - – - – -
واسه ارسال این مطلب نیم ساعت دنبال کابل گوشیم گشتم که از توی پرینتر یافت شد.
) الان هر کاربر مبتدی یا پیشرفته ای یک کارت حافظه فلش دارد که گاها حجمش به 64 گیگ نیز می رسد (مال پسر عموم 64 هست). در این اوضاع قاریشمیش که ویروس های رایانه ای در حال تولد و انتشار هستند، کارت های حافظه دستی سهم عمده ای در انتقال این ویروس ها دارند. با این روشی که الان می گم هیچ نیازی به نصب ویروس کش های نسخه آزمایشی یا کرک شده که آپدیت نمی شوند؛ ندارید.
باز هم سر قول ام نبودم، باز هم اشتباه کردم، باز هم جوونی کردم، باز هم … منو ببخش


